جمعه 06 12 1395

آخرین بروز رسانی : جمعه, 06 اسفند 1395

feed-image خبر خوان
fatemieh.jpg

سید سعیدالدین سجادی

دکتر سید سعیدالدین سجادی

 ضمن عرض تسلیت به مناسبت درگذشت دکتر سید سعید الدین سجادی؛

ایشان در سال 1317 در خانواده مذهبی و فرهنگی در قریه گز و برخوار اصفهان حیات خویش را آغاز نمود...

 

چندی پیش روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، به دستور مستقیم جناب آقای دکتر اصغری ریاست محترم دانشگاه، مصاحبه‌ای را با جناب آقای دکتر سید سعیدالدین سجادی استادی فقید، متدین، ارزشمند و وظیفه‌شناس، با هماهنگی فرزندشان آقای دکتر سید محمد سجادی انجام داد. اما به دلیل کهولت سن و بیماری این بزرگوار، زمانی موفق شدیم متن مصاحبه را بر روی سایت دانشگاه قرار دهیم که باخبر شدیم ایشان دیگر درمیان ما نیستند. بر همین اساس ضمن خواهان علو درجات برای این گرانقدر و تسلیت به خانواده ایشان و نیز جامعه بزرگ علوم پزشکی اصفهان، متن مصاحبه که چند روز قبل از درگذشت ایشان انجام گردیده را از نظرتان می‌گذرانیم:  

1­­­- جناب آقای دکتر ضمن تشکر از شما به خاطر شرکت در این گفتگو، لطفاً خودتان را معرفي كنيد و مختصری از سوابق تحصیلیتان را شرح دهید. همچنین مختصری در مورد رزومه و سوابق کاری و اجرایی‌تان توضیح دهید.

اینجانب دکتر سید سعیدالدین سجادی در سال 1317 در خانواده مذهبی و فرهنگی در قریه گز و برخوار اصفهان حیات خویش را آغاز نمودم، پدرم از فرهنگیان خوشنام و مادرم زنی پرهیزگار و پرتلاش بود. در دوران کودکی قبل از دبستان خواندن و نوشتن را نزد پدرم آموختم و در سن 4 سالگی با پدرم و دوستان او مشاعره میکردم. از همان 4 سالگی به عنوان مستمع آزاد به مدرسه رفتم و چون معلم و مدیر مدرسه پی به استعداد اینجانب بردند، اجازه امتحان و ارتقاء به کلاس بالاتر را به من دادند؛ به همین دلیل من حدود 3 سال از همه همکلاسی‌های خود کوچکتر بودم. دوران دبستان را در مدارس فریدن، برخوار و خمینی‌شهر اصفهان گذراندم، چرا که پدرم در این شهرستان‌ها بعنوان مسئول اداره آموزش و پرورش (اداره فرهنگ) مشغول خدمت بود.

دوران دبیرستان را در مدرسه سعدی اصفهان گذراندم و درسن حدود 16 سالگی موفق به اخذ دیپلم در رشته طبیعی شده و سپس در دانشکده کشاورزی تهران و پزشکی اصفهان کنکور دادم. آن زمان امتحانات کنکور به صورت سراسری نبود و هر دانشکده مستقلاً اقدام به برگزاری کنکور می‌کرد. پس از اعلام نتایج متوجه شدم در دانشگاه تهران رشته کشاورزی قبول شده‌ام، پس به تهران رفته و در همین رشته ثبت نام کردم؛ ولی با اطلاع پدرم از قبولی در رشته پزشکی، از دانشکده کشاورزی انصراف داده و به اصفهان آمدم و مشغول به تحصیل در رشته پزشکی شدم.

 در سال 1340 در سن 23 سالگی از دانشکده پزشکی فارغ‌التحصیل شده و به خدمت سربازی رفتم. دوران خدمت سربازی اینجانب در مناطق مرزی ایران و عراق در مبارزه با اشرارمسلح سپری شد.

در سال 1342 به خدمت وزارت بهداری درآمده و برای انجام خدمت 2 ساله خارج از مرکز و دریافت پروانه طبابت دائم، به شهرستان‌های بروجن، سپس داران و فریدن منتقل شدم.

در سال 1344 در سن 27 سالگی ازدواج کردم، همسرم خانم بدرالسادات سلطانی العلمائی از طرف پدری خانواده امام جمعه‌های اصفهان و از طرفمادری از نوادگان آیت‌ا... حاج میر محمدصادق مدرس خاتون‌آبادی است. ثمره این ازدواج 4 فرزند است. اولین فرزندم بنام سید مسعود سجادی، دانشجوی سال دوم پزشکی بود که در عملیات کربلای پنج در شلمچه به همراه فرمانده لشکرش حاج حسین خرازی و فرمانده گردانش آقای کمالیپور در اسفند 1365 در سن 20 سالگی شهید شد.

فرزند دوم خانم مرجان‌السادات سجادی، جراح و متخصص چشم و فلوشیپ استرابیسم اطفال است، فرزند سوم آقای دکتر سید محمد سجادی، دندانپزشک و در حال حاضر درمعاونت درمان دانشگاه در حال خدمت می‌باشدو فرزند چهارم آقای دکتر سید محمود سجادی، در حال حاضر رزیدنت سال 4 در رشتهداخلی می‌باشد.

 در سال 1348 در رشته جراحی عمومی قبول شدم و به تهران برای تحصیل رفتم. در سال 1352 پس از اخذ مدرک تحصیلی در رشته جراحی عمومی به اصفهان برگشتم و کماکان در اداره بهداری مشغول کار و خدمت در بیمارستان شریعتی اصفهان شدم. پس از پیروزی شکوهمند انقلاب، در سال 1360، از قسمت درمان منتقل به دانشگاه و عضو هیأت علمی دانشگاه در گروه آناتومی شده و همزمان هم مسئولیت مرکز آموزشی درمانی شهید دکتر چمران و بیمارستان حضرت قائم(عج)و هم مسئولیت آموزش در گروه آناتومی دانشگاه را به عهده داشتم. مدتی نیز در بیمارستان عیسی‌بن مریم و مرکز آموزشی درمانی الزهرا(س) مشغول خدمت بودم. در طول این زمان‌ها مدتی نیز رئیس اداره نظارت بر درمان و رییس اداره اسناد پزشکی بیمه خدمات درمانی بوده‌ام.

در طی سالیان جنگ تحمیلی جزء اولین گروه‌هایی بودم که برای خدمت به رزمندگان اسلام به جبهه اعزام شد. در آبان 1359 برای اولین ‌بار به جبهه رفتم و تا آخرین روزهای جنگ یعنی عملیات مرصاد، تقریباً در اکثر عملیات‌ها در جبهه به خدمات درمانی و جراحی مجروحان مشغول بودم، به حدی که خانواده‌ام هر زمان بنده عازم جبهه می‌شدم متوجه می‌شدند که عملیاتی در پیش است.

در سال 1363 به مدت دو ماه به لبنان برای خدمت و جراحی مجروحان حزب‌ا... و جنگ داخلی لبنان اعزام شدم و مدتی در منطقه بعلبک مشغول خدمت بودم.

2- لطفاً بفرمایید چه سالی مفتخر به بازنشستگی شدید و در حال حاضر مشغول به انجام چه فعالیتی هستید؟

 در سال 1375 به افتخار بازنشستگی نائل شدم و سپس به خدمات خود به صورت مشاور در دانشگاه ادامه دادم و همچنین در بخش خصوصی مشغول خدمت بودم. جزء مؤسسان اثرگذار بیمارستان سعدی اصفهان هستم.

در سال 1379 در اثر سکته مغزی دچار عارضه شدم و تقریباً فعالیت‌های اجتماعی اینجانب متوقف شد. از این پس تنها به صورت مشاور علمی در خدمت جامعه بوده‌ام.

3- آیا تاکنون آثاری از شما در قالب کتاب، مقاله و یا کارهای تحقیقاتی چاپ شده است و به طور کلی تألیفاتی داشته‌اید؟

در طول بازنشستگی موفق به نوشتن کتابی درباره سادات گز برخوار شدم. قبل از آن هم کتابی درباره سرطان سرپانکراس نوشته بودم.

4- نقطه عطف و مهم‌ترین برنامه زندگی شما چه بوده است؟

مهمترین برنامه زندگی من در طول این سال‌ها خدمت صادقانه و همه جانبه به مردم بوده و به تصدیق دوست و دشمن هرگز در این کار کوتاهی نکردم و خدا را شاکرم که موفق بودم و هیچ‌گاه بدخواه دیگران نبوده و درمان بیماران سرلوحه اقدامات من بوده است.

5- جناب آقای دکتر، جنابعالی افتخار این را دارید که پدر شهید و عضو خانواده معظم شهدا باشید، لطفاً در خصوص این شهید بزرگوار و نحوه شهادت ایشان توضیحاتی ارائه بفرمایید.

در مورد فرزند شهیدم سید مسعود سجادی باید بگویم او در اسفند 1345 در اصفهان در چنین خانواده‌ای به دنیا آمد. از کودکی تحت آموزش مسائل دینی و قرآن و نماز و ... قرار داشت. حتی در مراسمی در حضور بانو حاجیه خانم امین،در سال 1351، در سن 6 سالگی به اجرای تلاوت قرآن پرداخت واز دست ایشان جایزه گرفت.

سال دوم راهنمایی بود که انقلاب پیروز شد و در سال 1358 با فرمان امام برای تشکیل بسیج، با سن کم، به عضویت بسیج درآمد و همزمان با تحصیل در راهنمایی و سپس دبیرستان، به تعلیمات خود در بسیج که بیشتر ایدئولوژی بود پرداخت. در سال 1364 در رشته پزشکی دانشگاه تبریز قبول شد و به تبریز رفت و همزمان فعالیت‌های خود را نیز در بسیج ادامه می‌داد، کتاب‌های آیت‌ا... مطهری و علامه طباطبائی را همزمان با کتب درسی مطالعه نموده بود و بسیار مسلط بود، از جمله: کتاب‌های بدایة‌الحکمه را با دوستانش مباحثه می‌کرد و هرروز همراه با تحصیل بر معرفت خود می‌افزود و در فروردین سال 61 به جبهه‌های غرب و در تابستان سال 65 به جزایر مجنون برای خدمت پزشکی به مجروحان جنگ رفت، در اسفندماه همان سال همراه سپاه امام حسین حاج حسین خرازی برای شرکت در عملیات کربلای پنج به جبهه‌های جنوب مشرف شد و در کربلای شلمچه همراه فرمانده لشکرش، فرمانده گردانش و تعدادی از همرزمانش در کنار دریاچه ماهی در خط مقدم جبهه در حال نجات فرمانده دسته‌اش، با تیربار مستقیم دشمن به درجه رفیع شهادت نائل آمد. از خصوصیات اخلاقی او این بود که بیشتر فکر می‌کرد و کمتر حرف می‌زد، بسیار موقر، صبور و متدین بود، به پدر و مادر احترام می‌گذاشت و شدیداً عاشق امام و رهبرش بود و براستی از دست‌پروردگان امام خمینی رحمةا... علیه بود، فوق‌العاده وظیفه‌شناس و منظم بود و همیشه در قنوت نماز از خداوند طلب شهادت می‌کرد.

6- با توجه به اینکه شهیدان سند عزت و شرف ملت ایران هستند، چه مصادیقی را برای ادامه دادن راه این عزیزان به جوانان مخصوصاً دانشجویان توصیه می‌کنید؟

به نظر اینجانب راه شهیدان، راه انبیاء و اولیاء، همان صراط مستقیم الهی است. اگر جوانان صراط مستقیم را بشناسند، به مقصد می‌رسند. صراط مستقیم راهنما دارد. پس انبیاء و امامان معصوم باید پیروی بی‌چون و چرا از ولایت که همان راهنمای مردم در عصر غیبت هستند را سرلوحه کار خود قرار دهند، بر معرفت خود در زمینه‌های مختلف دینی و مسائل روز جهانی و مسائل جامعه خود بیفزایند، در هرکاری آگاهانه قدم بردارند، دشمن‌شناس باشند و از اتلاف عمر در کارهای بیهوده و لغو بپرهیزند.

زمان خیلی زود از دست می‌رود. مطالعه زندگی بزرگان علمی و معرفتی در این راه برای جوانان کارگشا است.

مطالعه زندگی شهدای والامقام(مثل شهید صیاد شیرازی، شهید چمران فرماندهان شهید شهریاری، شهید احمدی روشن و سایر بسیجیان شهید می‌تواند به عنوان الگو برای جوانان مفید باشد.)

7- به نظر شما یک استاد نمونه چه خصوصیاتی را بایستی مد نظر قرار دهد؟

یک استاد نمونه باید همه همتش صرف مطالعه و تحقیق و سپس تعلیم به دانشجویان باشد. مرتب علم خود را به روز کرده وبا آخرین پیشرفت‌های علمی جهان آشنا و دستاوردهای آن را به جوانان بیاموزد، مرتب، منظم و مؤدب باشد و با حسن خلق با دانشجویان برخورد کند و از یاددادن آنچه می‌داند به دانشجویانش دریغ نکند و با سایر همکاران، مرتب تبادل دانش داشته باشند.

8- به نظر شما یک دانشجوی خوب چه خصوصیاتی بایستی داشته باشد؟

دانشجو باید وظیفه‌شناس باشد و در هر زمان بداند تکلیف او چیست. علاوه بر افزایش علم خود دررشته تحصیلی، بر معرفت خود در زمینه‌های مذهبی و جامعه‌شناختی و مسائل جهانی بیفزاید و در تزکیه نفس همراه تحصیل علم بکوشد و از این امر غافل نباشد و تنها به مسائل علمی نپردازد و تذهیب نفس را هم مد نظر قرار دهد.

9- چه عوامل و یا چه کسانی را درموفقیت خود در زندگی دخیل می‌دانید؟

اما در مورد اینکه چه کسانی در موفقیت بنده دخیل بوده‌اند باید عرض کنم پدرم نقش اول را داشته، ایشان هم در دوران کودکی و اوایل تحصیل به من بسیار کمک کردند، هم مشوق من در ادامه تحصیل و پیشرفت‌های علمی من بودند و پس از آن همسرم که در دوران تحصیل در رشته جراحی و در زمان دفاع مقدس و مأموریت‌های اینجانب در جبهه همیشه همراه و پشتیبان من بودهو همین امر باعث می‌شد که با خیال راحت به انجام وظایف خود بپردازم.

به لحاظ پیشرفت‌های علمی بزرگانی چون مرحوم دکتر ابوتراب نفیسی از الگوهای من در زندگی علمی بود.

10- لطفا اگر در پایان صحبتی دارید بفرمایید.

در پایان از خداوند متعال، خواهان افزایش درجات برای امام خمینی رحمة‌ا... علیه، سایر شهدای اسلام و سلامتی و طول عمر برای رهبر معظم انقلاب حضرت آیت‌ا... خامنه‌ای و سایر خدمتگذاران نظام مقدس اسلامی، پیشرفت و موفقیت برای جمهوری اسلامی ایران و سعادت و سلامت برای همه مردم بویژه جوانان که آینده‌سازان مملکت هستند می‌باشم.

رحمت و فضل الهی را برای ایشان مسألت  و به بازماندگان و دوستان محترم ایشان تسلیت می‌گوییم.

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد